shere-no
شعر و داستان
کردم این تغیر در باره ی شعر مینا ست و نام شاعر که اشتباه شده و به درخواست خود شاعر تغییر صورت بگیرد «نام شاعر بهروز باغبان است» امید وارم که این شاعر پوزش مدیر وبلاگ را پذیرا باشد در آینده شعرهایی از این شاعر و به درخواست خود شاعر در وبلاگ قرار میدهم امید وارم تا آخرامسال، سال خوبی داشته باشید
دلتنگی هایت را به ماه ببخش تا از پستوی نور ستاره ای به اتاقت دهد تا دیگر دل تنگ دلتنگی نشوی وبه کاغذ های بدون خط موازی فحش دهی
این هم متن کامل و اصلی غزل مینا میدان چشمانت پر از مین است مینا پلکی بزن عاشق کشی این است مینا جنگ من و تو سومین جنگ جهان است جنگی که ابزارش دل و دین است مینا جنگی که ازما قهرمان میسازد اخر پیروزی ما هر دو تضمین است مینا اینگونه جنگیدن به نام زندگانی یک سنت بسیار دیرین است مینا این سنت کهنه که ما در بند آنیم میراث انسان نخستین است مینا آزادی من در حصار بودن توست آزادی من با تو تامین است مینا ما عقده های بیشماری هردو داریم در ما هزاران داغ ننگین است مینا قربانیان بوسه ای نیمه تمامیم رسوایی ما ننگ آئین است مینا تقدیرما این است دور از هم بمیریم تقدیر ما دست شیاطین است مینا شورای شیطان ها غزل را منع کردند جرم غزل بسیار سنگین است مینا دنیای ما را مرده ها تسخیر کردند دنیای ما مرداب نفرین است مینا با گله ی گرگ و شبان باید بسازیم چوپان این گله دروغین است مینا آدم کشی با سگ کشی فرقی ندارد قانون جنگل تا ابد این است مینا چشمان نرگس از شقایق میهراسند نرگس به ذات عشق بدبین است مینا در من (هوا بس ناجوان مردانه سرد است) بی تو دلم تنها و غمگین است مینا باید خدا جای تو بگزارد خودش را کفر نگاه تو دل و دین است مینا حالاکه پای عشق بازی در میان است اوقات تلخ خسرو،شیرین است مینا شاعر: محمد باغبان
قاب عکس ما را بر عکس گرفته حال تابلو ای شدیم در پشت ایستگاه قطار به خط ها فکر میکنیم ورود ممنوع برای کسی که کفشهایش مساوی هستند اما هیچ وقت جفت نمیشوند نفس هایم به هزار که میرسد در ته خوابم غرق میشوم باران را لمس میکنم همه جا سرخ است نمیدانم این رنگ است یا سوزش دستم رنگی ست باران را میگویم خودش را به هزار رنگ آویزان کرده نظر یادتون نره
سلام الینبار بعد از تقریبان دوماه دست پر آمدم با دوشعر
ازاقای پاکزاد و دوشعر از خودم خواهش میکنم نظر بزارید انگار تکه ای از تنگ جهان افتاده است که ماهی حواسم هرز میپرد پاکزاد اتاق ها سرزمینی زشدند که به مصادره خوابها در آمده اند خوابهای بی آزار خوابهای هرزه که شب و روز آدمها را در رخته خواب هایشان با دیگری جابه جا میکنند خوابها عمر زیادی دارند و بعید نیست خوابی که جان جد تو را گرفت نیمه شب دربب اتاق تورا به صدا در نیاورد پاکزاد سر زمینم را با نامی صدا میزنند که در شناس ناسنامه
نام دیگری دارد مرال درختان ودریاهایم را گوشی را برمی دارم باید برای خودم و سرزمینم در آزمایشگاه خون ودایره ی انگشت نگاری نوبتی بگیرم پاکزاد زمین سرد است وآن درختی که دستش را گچ گرفته سرما را لمس میکند اینجا زندگی بازداشت است مرگ تاول زده و همه چیز دست خوش بارانی شده که دیگر زمین را لمس نمیکند آسمان را به دست باد سپردم تا بشود گچ دست درخت را با نمنم اشک باز کرد هزار نفر از هزار جای دیگر از تو ایراد میگیرند متوجه نیستی تاریکی را در کلمه جا گذاشتی مگر زن نیستی که موهایت را بازیچه کردی وابلیسی که جمله هارا شفا میدهد پیامبری هستم که دینم را برای تو غرق کردم با مدادم چوبه ی دار ساختی آقا جمله ها را جا گذاشتی
سلام الینبار بعد از تقریبان دوماه دست پر آمدم با دوشعر
ازاقای پاکزاد و دوشعر از خودم خواهش میکنم نظر بزارید انگار تکه ای از تنگ جهان افتاده است که ماهی حواسم هرز میپرد پاکزاد اتاق ها سرزمینی زشدند که به مصادره خوابها در آمده اند خوابهای بی آزار خوابهای هرزه که شب و روز آدمها را در رخته خواب هایشان با دیگری جابه جا میکنند خوابها عمر زیادی دارند و بعید نیست خوابی که جان جد تو را گرفت نیمه شب دربب اتاق تورا به صدا در نیاورد پاکزاد سر زمینم را با نامی صدا میزنند که در شناس ناسنامه
نام دیگری دارد مرال درختان ودریاهایم را گوشی را برمی دارم باید برای خودم و سرزمینم در آزمایشگاه خون ودایره ی انگشت نگاری نوبتی بگیرم پاکزاد زمین سرد است وآن درختی که دستش را گچ گرفته سرما را لمس میکند اینجا زندگی بازداشت است مرگ تاول زده و همه چیز دست خوش بارانی شده که دیگر زمین را لمس نمیکند آسمان را به دست باد سپردم تا بشود گچ دست درخت را با نمنم اشک باز کرد هزار نفر از هزار جای دیگر از تو ایراد میگیرند متوجه نیستی تاریکی را در کلمه جا گذاشتی مگر زن نیستی که موهایت را بازیچه کردی وابلیسی که جمله هارا شفا میدهد پیامبری هستم که دینم را برای تو غرق کردم با مدادم چوبه ی دار ساختی آقا جمله ها را جا گذاشتی عیدو آوورد از تو کوچه تو خونه بهار بهار یه مهمون قدیمی بهار اومد برفارو نقطه چین کرد بهار اومد اما با دست خالی بهار بهار پرنده گفت یا گل گفت ببخشید شعر از خودم نداشتم اما این شعر رو خیلی دوست داشتم امید وارم شما هم از این شعر خوشتون بیاد راستی میخواستم یه سوال ازتون بپرسم عید امسال رو با چی شروع کردید ؟ من که با یه سرما خوردگی شدید شروع کردم به نام خدا مریم(زینب)صفرچی خودم را هر چه صدا زدم نشنید بنابراین دستم را
روی کتف سمت چپم گذاشتم و خودم را تکان دادم. بلند شدم اتاق دور سرم میچرخید از
اینکه خودم رارودررو میدیدم تعجب کردم. گفتم:چرا بیدارم کردی منتظربودم گفت:تموم شد «هر چه به تمام شدن فکر کردم چیزی به خاطر
نیاوردم » گفتم:چی تمام شد گفت:جسد ازپنجره پرتاب شد. تازه یادم افتاد گفتم :خوب چرا گذاشتی پرتاب شوم گفت:نمیدانستم تو هم همراه او میروی سلام اینبار کلبه ام را با شعر دیگرشاعران تزیین کردم میدان چشمانت پر از مین است مینا پلکی بزن عاشق کشی این است مینا جنگ من و تو سومین جنگ جهان است جنگی که ابزارش دل و دین است مینا قربانیان بوسه ای نیمه تمامیم رسوایی ما ننگ آئین است مینا تقدیرما این است دور از هم بمیریم تقدیر ما دست شیاطین است مینا شورای شیطان ها غزل را منع کردند جرم غزل بسیار سنگین است مینا دنیای ما را مرده ها تسخیر کردند دنیای ما مرداب نفرین است مینا آدم کشی با سگ کشی فرقی ندارد قانون جنگل تا ابد این است مینا چشمان نرگس از شقایق میهراسند نرگس به ذات عشق بدبین است مینا اینجا هوا بس ناجوان مردانه سرد است آدم دلش تنها و غمگین است مینا باید خدا جای تو بگزارد خودش را کفر نگاه تو دل و دین است مینا حالاکه پای عشق بازی در میان است اوقات تلخ خسرو و شیرین است مینا عقربهامجودات گستاخی بودند که دچار سرنوشت شومی شدند آنها سالیان درازیست که مرده اند و تنها روحشان میان همه ی خانه ها سرگردان میچرخند مثل درخت که فلسفه ی زنده به گوری دارد وتنها برگهایش بی دلیل برای باد زبان در می آورند پاکزاداجرایی باران که نمی بارد نقطه های فرخی,چکه میکنند دیوارها, به پنجره فشار میآورند. وبلدزرها,خانه را خراب خواهند کرد مادر, دستم بند است تا مامور مالیات نیامده .رختهارا آویزان کن سحر روستایی خیال کن فقط خیال کن فردا جنگ به اتمام میرسد حالا سقف هم کوتاهی خود را گردن ما میاندازد بی رحم است و قطره ی خونی که رو ی ران دشمن است حالامختاری پیدا میشود که انتقام من را از حجله ی سقفی که کوتاهیش به آسمان میرسد حتی اگر از وسط نصف شویم یا نمازمان بدون حجاب باشد رنگمان سرخ است تولد یک سالگی وبلاگم مبارک بیست و سوم آذر هشتادونه دنیای خاکستر خستگی ام را بپزیر پنجره هم برای رهایی از پرده اجباری التماس میکند میخواهم دیداری تازه کنم باران را نگه دار کاغذ هایم تر شدند
ادامه مطلب
چندی وقبل از آقای باغبان شعری در وب گذاشتم که کامل نبود
آقای صفی زاده لطف کردند و متن کامل شعر رو برای من ارسال کردن
من هم شعرو دوباره در وبلاگ قرار دادم اینبار خوشحال میشم نظر تون رو راجبه شعر کامل شده بنویسید
چه افسانه ی زیبایی... زیباتر از واقعیت.
روز های آفتابی بهار در باغ و راغ و کشتزار ها به سبزه و گلها و درختان بشارت میدهد تا از خواب سنگین زمستان بیدار شوندو ترانه عشق را به گوش عشاق برسانند و آنگاه در چمنها و دشت و دمن طوفان برپا کنند ـ
بهار بهار
پرنده گفت یا گل گفت؟
خواب بودیم و هیچکی صدایی نشنفت
بهار بهار ...صدا همون صدا بود
صدای شاخه ها و ریشه ها بود
بهار بهار چه اسم آشنایی
صدات میاد اما خودت کجایی؟
وا بکنیم پنجره ها رو یا نه؟
تازه کنیم خاطره ها رو یا نه؟
بهار اومد لباس نو تنم کرد
تازه تر از فصل شکفتنم کرد
بهار اومد با یه بغل جوونه
یه آشنای ساده و صمیمی
یه آشنا که مثل قصه ها بود
خواب و خیال همه بچه ها بود
یادش بخیر بچه گیا چه خوب بود
حیف که هنوز صب نشده غروب بود
آخ که چه زود قلک عیدیامون
وقتی شکست باهاش شکست دلامون
خنده به دلمردگی زمین کرد
چقدر دلم فصل بهارو دوس داشت
وا شدن پنجره ها رو دوس داشت
بهار اومد پنجره ها رو وا کرد
منو با حس دیگه آشنا کرد
یه حرف یه حرف، حرفای من کتاب شد
حیف که همه ش سووال بی جواب شد
دروغ نگم هنوز دلم جوون بود
که صب تا شب دنبال آب و نون بود
به یه بغل شکوفه ی خیالی
بهار بهار گلخونه های بی گل
خاطره های مونده اون ور پل
بهار بهار یه غصه ی همیشه
منظره های مات پشت شیشه
بهار بهار حرفی برای گفتن
تو فصل بی حوصلگی شکفتن
ما شنیدیم هر کسی خوابه نشنفت
ادامه مطلب
محمد باغبان
___████__████_███
__███____████__███
__███_███___██__██
__███__███████___███
___███_████████_████
███_██_███████__████
_███_____████__████
__██████_____█████
___███████__█████
______████ _██
______________██
_______________█
_████_________█
__█████_______█
___████________█
____█████______█
_________█______█
_____███_█_█__█
____█████__█_█
___██████___█_____█████
____████____█___███_█████
_____██____█__██____██████
______█___█_██_______████
_________███__________██
_________██____________█
_________█
________█
________█
_______█
| Design By : ParsSkin.com |










